نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به ما روز آور ای مه امشبی را

که سازیم از تو حاصل مطلبی را

چه جای زر دهم جان گر فروشند

وصال چون تو سیمین غبغبی را

سپاس ومنت ایزد را که فرمود

نصیب ما چوتوخوش مشربی را

نه کس روزی چو رویت دیده روشن

نه چون زلفت به تاریکی شبی را

چو تو فرزندی البته نیارند

گر آرند از بهشت ام وابی را

چو رویت ماه بود ار داشت زلفی

چو زلفت کس ندیده عقربی را

گرم خوانند کافر یا مسلمان

که جز عشقت نگیرم مذهبی را

بلند اقبال از سعدی ندیدم

چو اقبال بلندت کوکبی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به محبوب خود، که او را به زیبایی‌های غیرقابل وصف توصیف می‌کند، ابراز عشق و ارادت می‌کند. او به دنبال فرصتی است تا از زیبایی‌ها و ویژگی‌های خاص محبوبش بهره‌برداری کند و می‌گوید که هیچ چیز با ارزش‌تر از وصل او نیست. شاعر همچنین از خداوند سپاسگزاری می‌کند که چنین شادکامی را برای او رقم زده است و تأکید می‌کند که زیبایی و دل‌فریبی محبوبش هیچ مشابه‌ای ندارد. در پایان، شاعر به بلندای اقبال خود در مقایسه با محبوب اشاره می‌کند و او را چون ستاره‌ای درخشان می‌داند.