شمارهٔ ۱۴۷ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شراب عاشقان از نور باشد
نه اندر خم نه از انگورباشد
ز مشرق تا به مغرب هست گامی
اگر چه درنظرها دور باشد
بباید کرد خدمت آن شهی را
که در پیشش سلیمان مورباشد
بت شیرین لبی دارم که ازاو
زمین وآسمان پر شور باشد
به هرسو بنگرم می بینم او را
نمی بیند هر آنکس کور باشد
نمی خواهد که از هر کس برد دل
زچشم خلق از آن مستور باشد
ورگرنه روز و شب رخ می نماید
به چشمی کز رخش پرنور باشد
بلند اقبال گویا مستی امشب
ویا طبعت به خودمغرور باشد
مکن بازی به آن گیسوی مشکین
که بر زخم دلت ناسور باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف شراب عشق و معنای عمیق آن میپردازد. میگوید که عشق واقعی از نور سرچشمه میگیرد و نه از مواد مادی مانند انگور. عشق در همه جا وجود دارد، حتی اگر دیدن آن برای برخی دشوار باشد. شاعر به خدماتی که باید به معشوق انجام شود، اشاره میکند و از قدرت و زیبایی معشوق میگوید. همچنین بیان میکند که عشق را نمیتوان پنهان کرد و هر چند ممکن است برخی از آن بیبهره باشند، معشوق همیشه در دسترس است. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که نباید به زیبایی معشوق دلبسته شد، زیرا این ممکن است باعث درد و رنج شود.