نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دست بر گیسو چودلبر می زند

هر که بینی پا به عنبر می زند

چنگ بر دل می زند زلفش چنانک

پنجه شاهین بر کبوتر می زند

ترک چشم مست خونریزش مدام

بر دلم از مژه خنجر می زند

نام مژگانش چوآرم برزبان

هر سوموئیم نشتر می زند

از لب و دندان تعالی ماه من

طعنه بر یاقوت وگوهر می زند

چشم وچهر من هم اندر عشق او

این فشاند سیم وآن زر می زند

گر بت من پرده برگیرد ز رخ

آزر اندر جان آذر می زند

بلکه بنویسد بلنداقبال اگر

وصف او آتش به دفتر می زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند. او توصیف می‌کند که معشوق با گیسوی خود دل ها را می‌رباید و زلفش مانند پنجه شاهین بر دل‌های بی‌دفاع می‌تازد. چشمان او خون‌ریزی می‌کنند و با هر نگاهی زخم بر دل می‌زنند. نام چشمانش به زیبایی بر زبان جاری می‌شود و لب‌هایش به سنگینی یاقوت و جواهرات توصیف می‌شود. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که اگر معشوق روبه‌روی او قرار گیرد، آتش عشق او می‌تواند حس و حال مستقیمی بر جانش بگذارد. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و زیبایی معشوق است که هر بار با توصیف‌های شاعرانه او را ستایش می‌کند.