نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر ناله ای که بربط وطنبور می کند

پیغام دلبری است که مذکور می کند

گوید که گر شوی توچوبهرام گورگیر

ناگه شکار عاقبت گور میکند

مستان بر اینکه باده دهد نشئه هوشیار

داندکه هر چه می کندانگور می کند

عاشق مگر چه دیده که اسرار عشق را

چون اسم اعظم از همه مستور می کند

شاهی که صد هزار سلیمان گدای اوست

بنگر چه لطف ها که به هر مورمی کند

نزدیکتر هر آنچه شود یار ما به ما

ما را هوی پرستی از اودور میکند

دلبر چوآفتاب عیان ونهان ز چشم

کی ماه جلوه در نظر کور میکند

ای نور پاک باک نه گر ما چوظلمتیم

ظلمت همه معرفی از نور می کند

ای ترک مشک طره کافور روی من

موی مرا غم تو چوکافور می کند

دل زخم دار وقصه زلف تو بر زبان

آخر ز بوی مشک تو ناسور می کند

پنهان به زیر طشت نخواهد شد آفتاب

عشقت مرا چوحسن تومشهور می کند

اقبال هر که را که بلنداست روزگار

او رازجام عشق تو مخمور می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه شاعر و ارتباط عمیق او با معشوق می‌پردازد. شاعر از ناله‌ها و آهنگ‌های بربط به عنوان نمایانگر عشق و پیغام‌های دلبرانه استفاده می‌کند و می‌گوید که این ناله‌ها یادآور احساسات عمیق و پنهانی هستند. او به عشق و اسرار آن اشاره می‌کند و می‌گوید که دلبر همچون خورشید درخشان است و محبت او همه چیز را روشن می‌کند. شاعر همچنین از زیبایی و لطافت معشوق خود یاد می‌کند و ارتباط نزدیک بین آنها را توصیف می‌نماید. او به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی اشاره می‌کند و می‌افزاید که عشق می‌تواند فرد را به اوج و دستیابی به آرزوها برساند. در نهایت، شاعر به ابراز عشق و احساسات عمیق خود به معشوق می‌پردازد و اهمیت عشق را در زندگی انسان‌ها نشان می‌دهد.