نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ترک من مست چوشد طرف کله بر شکند

ساقیا کن حذر آن وقت که ساغر شکند

ساتکین وقدح وبلبله وشیشه وجام

همه را بر سر هم ریزد ویکسر شکند

دلبران دل شکنندآن بت کافر گه دل

گاه پهلو وگهی سینه وگه سر شکند

چنگ در زلف خودازخشم زند از پی جنگ

رونق از مشک برد قیمت عنبر شکند

خنجر از قهر کشد بر در و دیوار زند

بارها کشته چنان کرده که خنجر شکند

همه بر پای وی افتید که این هم سر ما

بر سر مطرب اگر بربط ومزمر شکند

به بلنداقبال آن شوخ شکر لب آموخت

که ز شیرین سخنی رونق شکر شکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از عشق و دیوانگی پرداخته و به استفاده از تصاویری از شکست و تردید اشاره می‌کند. شاعر به ساقی سفارش می‌کند که مراقب باشد، زیرا در حال مستی ممکن است همه چیز بشکند. او به دل‌شکنی معشوق و آسیب‌های ناشی از آن اشاره می‌کند و به خشم و جنگی که از عشق برمی‌خیزد نیز پرداخته است. در نهایت، به شیرینی کلام و نقش آن در شادابی زندگی اشاره می‌شود. این شعر تصویری از درد و لذت عشق و عواقب آن را به زیبا‌ترین شکل ترسیم می‌کند.