شمارهٔ ۱۹۴ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دوش از برما یار نهان گشت وبری بود
دل بردن و پنهان شدن آئین پری بود
دیدیم به صید دل ما هست چو شهباز
شوخی که به هنگام روش کبک دری بود
می شدکه شبیهش به رخ یار نمائیم
بر روی مه ار زلف چومشک تتری بود
ز اعجاز زد ار پیش لب دلبر ما دم
عیسی مکنش عیب که از بی پدری بود
یار است برما وهمی ما به سراغش
چون فاخته کوکو گو از بی بصری بود
هر بی سروپائی چومن از عشق زنددم
کی عشق رخ یار بدین مختصری بود
ز آه دل ما نرم نگردید دل دوست
کی آتش سوزنده بدین بی اثری بود
هر کس که بلند اقبال او را شده چون من
از وصل رخ دوست ز آه سحری بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی وصف عشق و حالاتی است که عاشق در پی محبوب تجربه میکند. شاعر به طور نمادین از یار پنهان و دلربایی آن سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او ابراز میکند. عشق در این شعر به گونهای تصویر میشود که پر از شور و اشکال مختلفی است، هم توصیف شادی و ملاقات و هم درد فراق و longing. شاعر به تأثیر عشق بر قلب و احساسات خود اشاره میکند و بیان میکند که چگونه این عشق میتواند زندگی انسان را تغییر دهد. در نهایت، او به این نکته میرسد که آرزوها و اشتیاقاتش برای وصال یار در دلش باقی خواهد ماند.