نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۵ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

پرده را بردار از رخسار بود

مات وحیرانم کن از دیدار خود

بنگر اندر آینه بر روی خویش

تا بگردی عاشق رخسار خود

بشکند تا نرخ عنبر قدر مشک

شانه کش بر زلف عنبر بار خود

لاله سان خونین دلم را داغدار

کرده ای از نرگس بیمار خود

ای بت ترسا چو صنعان عاقبت

بت پرستم کردی از زنار خود

ای شده ضحاک عهد ما ز ما

تا به کی گیری دمار از مار خود

شد کنارم گلشن از بس ریختم

بی توخون از دیده خونبار خود

بربلنداقبال خویش انعام کن

بوسه ای از لعل شکر بار خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان کننده عشق و شوق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از معشوقش می‌خواهد که از خود پرده بردارد تا او را ببیند و دچار حیرت شود. او از معشوق می‌خواهد که خود را در آینه ببیند تا مجذوب زیبایی‌اش شود. شاعر از درد دل و غم خویش می‌گوید و به توصیف زیبایی معشوق، به خصوص در زیورهایش و زلف‌هایش می‌پردازد. او از حال و روز دردناک خود و تأثیر حضور معشوق در زندگی‌اش سخن می‌گوید و در پایان، از او درخواست بوسه‌ای می‌کند. این شعر بر احساسات عاشقانه و زیبا تأکید دارد و نشان‌دهنده عشق عمیق شاعر به معشوقش است.