نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیش شیرین لب او وصف ز شکر نکنید

وصف شکر به بر قند مکرر نکنید

دسترس هست اگر بر سر گیسوی نگار

هوس مشک تر وخواهش عنبر نکنید

رخ دلدار من ازحسن نداردهمتا

دیگر اورا به خدا بیهده زیور نکنید

تا دراوجلوه کند روی دلارای نگار

دل چون آینه را هیچ مکدر نکنید

دل که خلوتگه عیش است به دیوار ودرش

به جز از نقش رخ دوست مصورنکنید

ندهد یار سما را به بر خویش قرار

تاکه اشک ورخ خود را زر وگوهر نکنید

بردر دوست نشینید ونماییدطلب

طلب حاجت خود از در دیگر نکنید

دلبر آن است که دایم بردل دارد جای

نام هر کس که ره دل زده دلبر نکنید

با ملائک به فلک زهره شنیدم می گفت

به جز اشعار بلنداقبال از بر نکنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و ویژگی‌های خاص محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید زیبایی او را با چیزهای دیگر مقایسه کرد. او تأکید می‌کند که وصف شیرینی محبوب تنها به شیرینی‌های دیگر نمی‌چسبد و نمی‌شود دیگران را به او تشبیه کرد. شاعر بر این باور است که دل باید تنها به عشق و زیبایی محبوبش مشغول باشد و هیچ چیز دیگری نباید آن را کرده کند. همچنین، او هشدار می‌دهد که در آرزوها و خواسته‌های خود به غیر از محبت و زیبایی محبوب فکر نکنند و از دیگر چیزها غفلت نکنند. در نهایت، شاعر می‌گوید که دلبر واقعی کسی است که همیشه در دل عاشق جای دارد و از غیر عشق معشوق بیزار است.