شمارهٔ ۲۲۴ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ریزم از بس خون زچشم اندرکنار
لاله زاری سازم اندر هر کنار
شدکنارم چشمه ساری زاشک چشم
تا زمن بگرفت آن دلبر کنار
از پی وصل نگاری سیمتن
رخ چو زردارم پر ازگوهر کنار
من دگر آسوده دل خواهم نشست
با دلم آید نگارم گر کنار
شانه کش بر زلف مشکین تا همی
پرکنم از مشک واز عنبر کنار
زاهدا با ما نشین پیمانه کش
خرقه وسجاده را نه برکنار
دولت عشقم بلنداقبال کرد
ریخت از اشکم بسکه لؤلؤ درکنار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود و احساسات عمیقش نسبت به او سخن میگوید. او به شدت از گریه و اشک خود رنج میبرد و آن را به شکل چشمهای توصیف میکند که در کنار معشوقش جاری است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و آرزو دارد که به آرامش و نزدیکی او برسد. او همچنین به زینتهای طبیعی مثل زلف و عطر اشاره میکند و از زهد و دنیاطلبی فاصله میگیرد. در نهایت، او خوشحالی خود را از عشق و نعمتهای آن با تکیه بر زیباییهایش بیان میکند.