شمارهٔ ۲۲۸ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای دلمناز دهانت تنگ تر
وی ز زلف قامت من چنگ تر
چشم مستت آمداندر دلبری
از دوصد هشیار با فرهنگ تر
پیش مرجان لبت یاقوت و لعل
گشته اند از پشت گل کم رنگ تر
ترک شوخ وشنگ درعالم بسی است
کس ندیدم از تو شوخ وشنگ تر
گشته است از ساحران بابلی
چشم تودر سحر پرنیرنگ تر
پایم اندر راه وصلت لنگ بود
خار هجران توکردش لنگ تر
از گل رخسارت از بلبل بسی
شد بلنداقبال خوش آهنگ تر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و نشان میدهد که هیچکس به اندازه او در دلربایی و جذابیت مؤثر نیست. او به ویژگیهای مختلف محبوبش اشاره میکند، از جمله دهان زیبا، زلفهای دلربا و چشمان مستی که دل را میبرند. شاعر همچنین به مقایسه زیبایی محبوبش با دیگر اشیاء قیمتی مانند یاقوت و لعل میپردازد و میگوید که در دل این زیبایی، تمام زرق و برقها کمرنگ میشوند. در نهایت، شاعر از مشکلاتی مانند فاصله و جدایی نیز صحبت میکند که بر روی احساسات او تأثیر گذاشته است.