نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۷ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چنگ این همه در طره طرار مینداز

در چنبر این مار سیه چنگ مینداز

بردی دلم از بر ز برم نیز ببر جان

جانا به میان دل وجان جنگ مینداز

درمجلس ما شیشه وجام و می ناب است

ای چرخ ستم پیشه دگر سنگ مینداز

رانی چو زایوان بدهم جا بر دربان

دورم ز بر خویش به فرسنگ مینداز

سرباز توهستم من وسلطان منی تو

با تواست مرا کار به سرهنگ مینداز

چون چنگ تورا ناله زاری چودل ما است

از چنگ خودای مطرب ما چنگ مینداز

آنرا که بلنداقبال آمد زوصالت

برگو که دگر چشم به اورنگ مینداز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و جدایی است و شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و سفیداب از احساساتش سخن می‌گوید. او از محبوبش می‌خواهد که در چنگش گرفتار نشود و او را در کشمکش‌های عشق رها کند. شاعر به مشکلات و دردهای ناشی از عشق اشاره می‌کند و به دوری از محبوبش و همچنین به وضعیت سختی که در آن قرار دارد، می‌پردازد. او همچنین خود را همچون سرباز در خدمت محبوبش معرفی می‌کند و از او می‌خواهد که به او توجه بیشتری کند. در نهایت، شاعر به سرنوشت و تقدیر اشاره می‌کند و امیدوار است که روزی دوباره به وصال محبوبش برسد.