نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۱ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای رخت آئینه انوار حق

ای دلت گنجینه اسرار حق

نیست درعالم به غیر از مهر تو

هیچ نقدی رایج بازار حق

حق بنای خلق عالم چون نمود

در بر خالق بدی معمار حق

مختصر گویم کسی غیر ازتو نیست

پیشکار ومحرم دربار حق

کن نظر درکار من ای آنکه نیست

جز تو کس مختار اندر کار حق

منکر حق تو شد کافر بلی

گشت کافر هر که کرد انکار حق

کی بلنداقبال گرددکس چو من

تا نگردد قابل دیدار حق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و ارتباط عمیق با حقیقت الهی می‌پردازد. او معشوق را نماینده نور و رازهایی از حقیقت می‌داند و می‌گوید که هیچ چیزی در عالم جز محبت او ارزشی ندارد. شاعر به وجود حق به عنوان خالق عالم اشاره کرده و می‌گوید که هیچ‌کس جز معشوقش در نزدیک شدن به این حقیقت نقش ندارد. در نهایت، او به کسانی که حقیقت را انکار می‌کنند می‌تازد و بیان می‌کند که تنها با دیدار و شناخت حق می‌توان به سعادت و کمال دست یافت.