نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۴ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

الامان از عشق و از آزار عشق

سوختم سر تا بهپا از نار عشق

شددلم خون وز چشمم شد برون

آفرین برعشق و بر کردار عشق

رگ زند لیلی ز مجنون خون رود

عقل حیران گشته اندر کار عشق

نیست جز مردن دوای درداو

هرکه در عالم شود بیمار عشق

عقل را تنبیه می باید نمود

لیکن ازتنبیهش آید عار عشق

عشق ما داد اشتهار از حسن او

حسن او شد گرمی بازار عشق

دل زمن خواهد همی منصور وار

پرده بردارد ز سر بردار عشق

نیش عشقم بهتر است از نوش عقل

از گل عقل است خوشتر خار عشق

چون بلنداقبال گردد بت پرست

هرکه بر دوش افکند زنار عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شدت عشق و درد آن سخن می‌گوید. او به طور عمیق احساس می‌کند که عشق او را می‌سوزاند و دلباختگی‌اش سبب خونریزی قلبش شده است. عشق را ستایش می‌کند و آن را به عنوان تنها درمان دردها معرفی می‌کند. شاعر همچنین به حیرت عقل در برابر قدرت عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که تنبیه عقل در برابر عشق نادرست است، زیرا عشق در واقع به انسان شهرت و محبوبیت می‌بخشد. او همچنین به زیبایی‌های عشق و تلخی آن اشاره دارد و می‌گوید که درد عشق در مقایسه با خوشی‌های عقل، شیرین‌تر است. در نهایت، شاعر از افرادی که بر اثر عشق به پیش می‌روند، به عنوان افراد شایسته و بامقامی یاد می‌کند.