نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۵ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یا مشو ازدردعشق ای دل علیل

یاکه در پیش طبیبی برد دخیل

یا مده خود را به دست دلبران

یا فنا کن خویش را بی قال وقیل

روبه حرف من مگو چون وچرا

پندمن بشنو مجو از من دلیل

هر کهرا باشد میانی همچو مو

یا بوداو را جمالی بس جمیل

نیست دلبر دلبر آن باشد که او

بر دلت کافی بودبرجان کفیل

خصم را منگر حقیر وخوار وزار

هان مپندار او ضعیف است وذلیل

هان مگو او کوچک است ومن بزرگ

خویش رامشمر کثیر او را قلیل

شیر سیر از جان شود از دست مور

می شود عاجز ز نیش پشه پیل

چون بلنداقبال کودرهر مقام

حسبنا الله انه نعم الوکیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به بیان درد و رنج عشق می‌پردازد. شاعر به دل خود توصیه می‌کند که از این درد رنج نبیند و اگر نمی‌تواند، به پزشک مراجعه کند. او همچنین به مخاطب هشدار می‌دهد که خود را به دست دلبران نسپارد و به زوال خود نیندیشد. او نصیحت می‌کند که در عشق، نباید به ظاهر افراد توجه کرد و نباید دشمنان را حقیر شمرد. در نهایت، شاعر به این باور می‌رسد که در هر شرایطی، خداوند بهترین وکیل است و بر هر مشکل غلبه خواهد کرد.