نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۷ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کشدم بی تو بر بهشت ار میل

جای بادا به دوزخم در ویل

وصف روی تو سورهٔ والشمس

شرح موی تو آیهٔ واللیل

راه دارد دلار به دل ز چه رو

هیچ با ما دلت ندارد میل

بس که گریم ز دوریت نه عجب

شهر ویران شود اگر از سیل

دور از رویت ای مه بی مهر

شده چشمم ز خون دل چو سهیل

آه مستان ز سینه وقت سحر

بهتر از زاهد و دعای کمیل

عاشقان را منم بلند اقبال

دلبران را اگر توئی سرخیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و درد دوری از معشوق می‌پردازد. شاعر احساس می‌کند که بدون معشوقش، بهشتی وجود ندارد و زندگی‌اش پر از درد و اندوه است. او زیبایی و جذابیت معشوق را با آیات قرآن مقایسه می‌کند و دل‌تنگی‌اش از جدایی را به سیلابی که می‌تواند شهری را ویران کند، تشبیه می‌کند. در نهایت، او خود را عاشق و خوش‌اقبال می‌داند، به شرطی که معشوقش در زندگی‌اش باشد.