نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۳ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

من اگر دور از توام پیش توام

با همه بیگانه و خویش توام

بی خبر از کفر ودینم کرده عشق

این قدر دانم که درکیش توام

پادشاهی را نیارم درنظر

فخر من این بس که درویش توام

خواهم ای ساقی ز می مستم کنی

من نه دربند کم وبیش توام

خوشتر است از نوشدارو درد تو

بهتر است از انگبین نیش توام

زهر کز دست تو از تریاق به

به زجدوار آمده بیش توام

چون بلنداقبال دل ریشم مدام

تا توگفتی مرهم ریش توام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان‌گر حالت عاشقانه و ارتباط عمیق عارف با معشوق است. شاعر احساس می‌کند که در هر جایی باشد، همواره در دلش معشوق را دارد و با وجود فاصله، به او نزدیک است. عشق او به معشوق به قدری عمیق است که از اعتقادات دینی و دنیاوی بی‌خبر است و تنها به کیش و عشق او اهمیت می‌دهد. شاعر به جای ثروت و قدرت، به خود می‌بالد که درویش عاشق است. همچنین او از ساقی می‌خواهد که او را مست کند و برایش درد معشوق را از نوشیدن شراب لذتبخش‌تر می‌داند. به‌طور کلی، این شعر به زیبایی و شدت احساس عشق و وابستگی به معشوق اشاره دارد.