نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۹ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای دل اگر یار منی در عشق شو ثابت قدم

ور تو پرستار منی خو کن به درد ورنج وغم

از درد وغم گر خون شوی وز دیده ام بیرون شوی

افزون تر از اکنون شوی در نزدجانان محترم

رو درپی آن نازنین درهر صباح وهر پسین

درهر زمان وهر زمین گر دیر باشد یا حرم

گر آن نگار تندخو شد ترش روی و تلخ گو

باید که اندر پیش او نه لا بگوئی نه نعم

هستی اگر پابست وی یا مست چشم مست وی

ساغر بنوش از دست وی هست ار به جای باده سم

باید ز توصدق وصفا یار ار کند جور وجفا

کزتونشاید جز وفا وزاونباید جز ستم

از دل ز اهل حال شو چون من بلند اقبال شو

ساکت ز قیل وقال شو غمگین مباش از بیش وکم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوتی است به steadfast بودن در عشق و پذیرش درد و رنج به خاطر معشوق. شاعر می‌گوید که اگر واقعاً عاشق هستی، باید در برابر مشکلات و سختی‌ها استقامت کنی و ارتباطت با معشوق را قطع نکن. فارغ از هر وضعیت و شرایط، باید در پی محبوب خود باشی و هرگونه تندی یا سختگیری او را با صبر و سکوت پذیرا شوی. همچنین، تأکید می‌شود که در عشق، وفا و صداقت مهم است و از هر نوع شکایت و نارضایتی باید پرهیز کرد. در نهایت، شاعر می‌خواهد که آدمی باید از دنیای صحبت‌های بیهوده فاصله بگیرد و با دل خوش و بدون افسوس به زندگی و عشق ادامه دهد.