نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۱ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک آه اگر از دل صد چاک برآرم

دود ازشرر دل ز نه افلاک برآرم

چون دامن گلچین شده دامان من از بس

خوناب دل ازدیده نمناک برآرم

روزی به سر تربتم از پای گذارم

درم کفن خویش وسر از خاک برآرم

صد سوز مرا بر جگر از غصه فزاید

گر تیر تو را از دل صد چاک برآرم

ترسم فتد آتش به من وهر چه به عالم

هرگه نفسی از دل غمناک برآرم

گفتم که چه خواهی کنی از زلف بگفتا

ماری به سر دوش چو ضحاک برآرم

گردد چو بلند اقبال ار بخت مرا یار

کام دل از آن دلبر بی باک برآرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و اندوه شاعر می‌پردازد. او از دل پر درد خود آه می‌کشد و از عشق و غم ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر در فرازهایی از شعر به آرزوها و آینده‌اش اشاره می‌کند، از جمله اینکه روزی بر سر مزار خود خواهد رفت و غم و درد را از دلش بیرون خواهد آورد. او همچنین از عشق می‌گوید و اینکه آرزو دارد در صورت خوشبختی و یاری‌گری بخت، آسایش و خوشحالی را از معشوقش به دست آورد. در کل، شعر تجلی احساسات عمیق عاشقانه و غمناک شاعر است.