شمارهٔ ۳۴۳ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
توسلیمانی وما مورتوایم
لیک شیریم چومنظور توایم
غائب از چشمی و حاضر به خیال
تو مپندار که ما دور توایم
چه غم از فتنه چشمت شب وروز
که گرفتار شر و شور توایم
توگر از تندی خو زنبوری
ما به پیش تو چو انگورتوایم
هر خطائی که بکردیم وکنیم
همه زآنروست که مغرور توایم
گر بجنگیم به شاه توران
همه رستم جگر از زور توایم
گر کلیم تو بلند اقبال است
همه گویند که ما طور توایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر ابراز عشق و ارادت عمیق به محبوبی است که ممکن است فیزیکی در دسترس نباشد، ولی در خیال و دل شاعر همیشه حاضر است. شاعر به زیبایی و تأثیر چشم محبوب اشاره کرده و میگوید که حتی اگر دور باشد، احساسات و اشتیاقش به او هیچ کم نمیشود. در واقع، همه خطاها و اشتباهات، ناشی از علاقه و دلبستگی به آن شخص است. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، وفاداری و تسلیم خود را نسبت به محبوب نشان میدهد و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند این عشق را کمرنگ کند.