شمارهٔ ۳۴۴ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما اگر خاریم اگر گل از گلستان توایم
ما اگر نیکیم اگر بد در شبستان توایم
نه زجور چرخ می نالیم ونه از دست بخت
زآنکه آشفته دل از زلف پریشان توایم
دل پریشان تر ز مشکین طره طرار تو
بخت برگشته تر ازبرگشته مژگان توایم
تیر اگر آری به کف گردیم تیرت را هدف
پتک اگر گیری به زیر پتک سندان توایم
جنگ اگر داری سپر از چنگ اندازیم ما
حاش لله ما کجا کی مرد میان توایم
از دل وجان شاد وآزاریم از قیدجهان
تا اسیر عشق وتا دربندوزندان توایم
هرچه فرمائی اطاعت پیشه ایم از جان ودل
تامطیع امر تو محکوم فرمان توایم
چون بلنداقبال بایدجان به قربانت کنیم
تا بدانی گوسفند عید قربان توایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است. شاعر بیان میکند که چه خوب و چه بد، همه حالها به خاطر عشق معشوق است و از تقدیر و سرنوشت نمینالند. او احساس میکند که دلش پریشان و عاشق معشوق است و آماده است تا در هر شرایطی از او اطاعت کند. شاعر همچنین به قربانی شدن برای محبوب اشاره میکند و عشق را به عنوان دلیلی بر تحمل دردها و رنجها میبیند؛ زیرا در نهایت همه چیز به محبوب برمیگردد و او را محور زندگی خود میداند.