نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بسکه مشکین مو ز بس نیکورخ است

ترک من آشوب چین و خلخ است

نیست با گلشن سرو کارم که او

سرو قامت یاسمن بو گل رخ است

چون شه شطرنج هر جا روکند

پیش پای پیلتن اسبش رخ است

تند خو ترکی مرا باشد کز او

هر چه خواهم گرچه یخ باشد یخ است

می کنم هر گه تمنای وصال

لن ترانی بر زبانش پاسخ است

هاله خط ماه رویش را گرفت

ای دل آوخ گو که جای آوخ است

چون بلند اقبال رویش هر که دید

طالعش مسعود و بختش فرخ است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف زیبایی و محبت نسبت به معشوقی است که چهره‌ای نیکو و موهایی مشکین دارد. شاعر از عشق و اشتیاق خود برای وصال معشوق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که هرچند در جستجوی اوست، پاسخ‌هایش تنها به صورت ابهام‌آمیز و دور از دسترس است. او همچنین به زیبایی‌های ظاهری معشوق اشاره می‌کند و از بخت خوب و آینده روشن عشق سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر نگاهی ناامیدانه و حسرت‌آلود به رابطه‌اش دارد و از دل خود می‌نالد.