شمارهٔ ۳۶۵ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چه بد آغاز وسرانجام چه خواهدبودن
ثمر صبح اثر شام چه خواهد بودن
بودم اول به کجا میروم آخر به کجا
ماحصل از من گمنام چه خواهدبودن
جان به تن نالدم آری به جز از این کاری
مرغ را در قفس و دام چه خواهد بودن
ساقیا خیز وبده باده گلگون که به غم
چاره غیر از می گلفام چه خواهد بودن
جام می آر به گردش که ندانست کسی
غرض از گردش ایام چه خواهد بودن
بر معشوق چو کاری نرود پیش به عجز
کار عاشق به جز ابرام چه خواهد بودن
باده پیش آر ومکش رنج که داند پس از این
حالت زهره وبهرام چه خواهدبودن
می بکن نوش و مده گوش به پند زاهد
معنی گفته هر عام چه خواهد بودن
چون من از دولت عشق آنکه بلنداقبال است
فکر او غیر می وجام چه خواهد بودن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأمل در مسائلExistential و ناپایداری زندگی پرداخته و پرسشهایی درباره آغاز و پایان زندگی، سرنوشت، عشق و لذت مطرح میکند. شاعر از باده و مینوشی به عنوان راهی برای رهایی از غم و ناامیدی یاد میکند و به لزوم استفاده از لحظهها و لذت بردن از زندگی تأکید دارد. او همچنین به عدم قطعیت آینده و تلاش انسان برای درک و معنا بخشیدن به زندگی اشاره میکند. در نهایت، شاعر از عشق و بیمعنایی پندهای زاهدانه پیروی نمیکند و بر اهمیت تجربههای مستقیم تأکید میکند.