نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۶ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفتمش چون بینمت ای نازنین

گفت رودر آینه خود در ببین

گفتمش اندر کجا جویم تو را

گفت در دلهای محزون غمین

گفتمش گویند هستی لامکان

گفت اندر هر مکان هستم مکین

گفتمش ره کو که آیم سوی تو

گفت راه است از یسار واز یمین

گفتمش دادم به عشقت جان ودل

گفت شرط دوستی باشد همین

گفتمش خواهم پرستیدن تو را

گفت بیرون رو ز فکر کفر ودین

گفتمش چون شد بلند اقبال من

گفتم لطف ما به حالت شد قرین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با نازنین خود گفتگو می‌کند و به دنبال او می‌گردد. نازنین در پاسخ به سوالات او می‌گوید که او را در آینه و دل‌های غمگین باید جستجو کند، و در هر مکانی وجود دارد. همچنین راه رسیدن به او را از چپ و راست نشان می‌دهد و بیان می‌کند که عشق و دوستی به فدای او باید باشد. در نهایت، شاعر از عشق و لطفی که به او داده شده، صحبت می‌کند. شعر به خوبی احساس عشق و جستجوی معشوق را منتقل می‌کند.