نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۰ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا ترکی است غارتگر سنان‌مژگان کمان‌ابرو

که غارت کرده دل‌ها را از آن مژگان وز آن ابرو

نروید سرو در بستان دهد گر جلوه او قامت

نگردد ماه نو طالع گر او سازد عیان ابرو

برد دین و دل از هر سو هم از مُسلِم هم از کافر

ز مژگان آن سنان‌مژگان ز ابرو آن کمان‌ابرو

رخ چون ارغوان دارد گر ابرو آنچنان دارد

یقینم شد که نیکوتر شود از ارغوان ابرو

تعالی الله از این صنعت که صانِع کرده از رحمت

به رویش سایه‌بان گیسو به چشمش پاسبان ابرو

نمی‌گویم مه و مهری که دارند ار چو تو چهری

نه آن را آنچنان چشم است نه آن را چنان ابرو

به از سرو و به از ماهی کجا کی دیده کس گاهی

ز سرو بوستان چالش به ماه آسمان ابرو

ز احوال بلنداقبال اگر گردد کسی جویا

بگو شد کشته و او را بُوَد قاتل فلان ابرو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذبه‌های چشمان و ابروهای معشوق پرداخته است. شاعر از تأثیر مژگان و ابروها بر دل انسان‌ها صحبت کرده و می‌گوید که هیچ موجود زیبایی مانند معشوقش نمی‌تواند وجود داشته باشد. او به زیبایی ارغوان، سرو و ماه اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی معشوقش فراتر از آن‌هاست. شاعر همچنین به قدرت قلب‌بری معشوق اشاره می‌کند که حتی دل‌های مؤمنان و کافران را نیز می‌رباید. در نهایت، او به تقدیر و خلقت الهی اشاره می‌کند که چنین زیبایی‌ای را خلق کرده است.