شمارهٔ ۴۱۱ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشق روی نگارم کفر چه ایمان چه
خاکسار کوی یارم باغ چه بستان چه
هر که را یوسف رخی گردد عزیز مصر دل
دهر او را محبس آید چاه چه زندان چه
شد بت هر جائی ما لایری و لامکان
خانه چه جای چه آباد چه ویران چه
هر کجا بینم به مویدوست بینم روی اوست
وصل چه هجران چه پیدای چه پنهان چه
با وصال وهجر تو با دوری ودیدار تو
جنت چه دوزخ چه نور چه نیران چه
پیش لب های تو وچشمان من ای نوبهار
غنچه چه ابر چه گریان چه خندان چه
شد بلند اقبال اقبالش بلند از عشق تو
با بلند اقبال او فغفور چه خاقان چه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها دربارهی عشق عمیق و بیقید و شرط شاعر به معشوقش صحبت میکنند. شاعر معتقد است که عشق او فراتر از محدودیتهای دینی و مکانی است و تجربههای مختلف عشق را توصیف میکند. معشوقش برای او همهی زیباییها و شگفتیهای زندگی را در خود دارد؛ چه در حالت وصال و چه در فراق. او در هر جا که برود، فقط یاد و صورت معشوق را میبیند و این عشق برایش ارزشمندتر از هر چیز دیگر است. شاعر در نهایت به بلندی اقبال خود به خاطر عشقش اشاره میکند و آن را با شاهان و بزرگانی که دارند مقایسه میکند.