نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۵ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نه همی دین و دل از ما برده ای

دین ودل از پیر وبرنا برده ای

نه همی دل برده ای از بت پرست

دل ز بت های کلیسا برده ای

نه همی دل برده ای از دست من

کز دلم جان و تمنا برده ای

من زچشمان تو مستم نه ز می

نشئه از چشمان صهبا برده ای

هم زعنبر نرخ وهم قیمت ز مشک

با دوزلف عنبرآسا برده ای

نه همی تاب وتوان از جان من

در فراق خود به یغما برده ای

از بلند اقبال بی دل هم ز عشق

طاقت وصبر و شکیبا برده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از تأثیر عمیق محبوب خود بر زندگی و احساساتش سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که چگونه محبوبش دین و دل او را به‌طور کامل از او گرفته و نه تنها دلش را از خدایان دروغین رهانیده، بلکه احساساتش را نیز تحت تأثیر چشمان زیبا و مسحورکننده‌اش قرار داده است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که مستی او ناشی از نوشیدنی نیست، بلکه از نگاه‌های محبوبش است. همچنین، او از اینکه توان و تابش را در فراق محبوبش از دست داده، ناله می‌کند و بیان می‌کند که عشق او همه‌ی صبر و شکیبایی‌اش را گرفته است. در کل، این اشعار نمایان‌گر عشق عمیق و تأثیرقدرتمند محبوب بر وجود شاعر هستند.