نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۹ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گشودی زلف مشک افشان جهان رامشکبو کردی

نمودی چهر مهر آسا خجل مه را ازاوکردی

ندانم کاروان مشک تاتاری رسید از ره

ویا چنگی به چین گیسوان مشکبوکردی

ز کشمر سرو را آوردی او را اسم قد هشتی

زنخشب ماه را دزدیدی اونام رو کردی

دلم را چاکها با خنجر ابرو زدی اول

در آخر آمدی با سوزن مژگان رفو کردی

ز رو دیوانه ام کردی واز گیسو به زنجیرم

جزاک الله خیرا هر چه بدکردی نکو کردی

به یک پیمانه از فکر دوعالم رفتم ای ساقی

نمی دانم چه می بود اینکه در جام از سبو کردی

بلند اقبال کردی فارس را رشک ختا وچین

ز بس از چین مشکین زلف جانان گفتگوکردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از زلف‌های مشکین و چهره‌ی دل‌نواز معشوق سخن می‌گوید که جهان را خوشبو کرده است. او به دگرگونی و تأثیر معشوق بر خود اشاره کرده و از عشق و دیوانگی ناشی از آن می‌گوید. شاعر همچنین به احساسات پیچیده‌ای که معشوق در دل او ایجاد کرده، و تقدیر او از معشوق به خاطر کارهایش اشاره می‌کند. در پایان، شاعر تأکید می‌کند که عشق او چنان قوی و عمیق است که تمام جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.