شمارهٔ ۴۷۷ بلند اقبال
بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گمان مکن که اگر بد کند کسی به کسی
به روزگار نصیبش خوشی شود نفسی
ز این و آن چو بری مال باش واقف حال
که در ره تو به هر کوچهای بود عسسی
ببین به آتش سوزان چه کرد آب روان
سزای آنکه بزد شعلهای به خار و خسی
کند مثال مگس عنکبوتی او را صید
چو عنکبوت کند صید اگر کسی مگسی
یقین بدان که دهندش برات آزادی
اگر کسی کند آزاد مرغی از قفسی
بدون لا و نعم مقضی المرامش کن
گر آورد به تو حاجت فقیر ملتمسی
به هیچ کار تو را نیست دسترس پس از این
برس به کار تو را تا که هست دسترسی
خوشا به حالت آن کس که چون بلنداقبال
کشد جفا و ندارد به جور کس هوسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اخلاق و رفتار انسانها اشاره میکند. او تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند به راحتی از عواقب کارهای بد خود بگریزد و خوشیهایی که به آن امید دارند، نصیبشان نخواهد شد. همچنین، او به نفع و ضرر دیگران توجه میکند و میگوید که هر کسی که بدی کند، به روبرو شدن با عواقب آن دچار خواهد شد. شاعر در پایان اشاره میکند که کسانی که در برابر مشکلات ایستادگی میکنند و به دیگران آسیب نمیزنند، در زندگی موفق خواهند بود.