نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

لب لعل تویاقوت روان است

کزواشکم چو یاقوت روان است

نبینم چون دهانت درمیان هیچ

مگر وصف دهانت درمیان است

به شکر خنده دندانت عیان شد

وجودی درعدم دیدم نهان است

چو دیدم چشم وابروی توگفتم

که ترکی مست در دستش کمان است

چه باک ار زرد رخ چون زعفرانم

که اشکم سرخ همچون ارغوان است

چه پرسی حال دل ازمهر رویت

که این چون ماهتاب آن چون کتان است

بلنداقبال جانش بر لب آمد

چو دورش از بر آن آرام جان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های معشوق خود اشاره می‌کند. او لب‌های معشوق را مانند یاقوت و چشمانش را تشبیه به کمان می‌کند. شاعر از احساساتش در مقابل معشوق سخن می‌گوید و به تضاد رنگ‌ها اشاره می‌کند، جایی که احساساتش هم غمگین و هم عاشقانه است. او به زیبایی‌های معشوق و اثر آن بر دل و جانش می‌پردازد و این ارتباط عمیق احساسی را به تصویر می‌کشد.