نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ بلند اقبال

بلند اقبال / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

پریشان در ازل کردی تو از گیسوی خود ما را

خم ازغم چون کمان کردی تو از ابروی خود ما را

به فردوس برین ما را دگر خواهش نمی آید

کنی همچون سگان گر پاسبان در کوی خود ما را

به مشک عنبر سارا دگر حاجت نمی افتد

معطر گر کنی از بوی مشکین موی خود ما را

دگر ما را نمی باشد تمنا هیچ بر کوثر

به جامی گر کنی سیراب از آب جوی خود ما را

نداریم آرزو دیگر به وصل حور و غلمانی

شبی سازی اگر همراز وهم زانوی خودما را

دل ما را زجا کندی به زور و قدرت بازو

تعالی الله چه ممنون کردی ازبازوی خود ما را

بلند اقبال از آن گشتم بحمدالله والمنه

که ره دادی ز روی فضل و احسان سوی خود مارا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و عشق عارفانه سراینده نسبت به معشوق (که به طور نمادین از او با صفاتی چون گیسو، ابرو و مو یاد شده) می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق و تاثیر آن بر دل و جان خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که به عشق و محبت او دیگر نیازی به دنیا و لذات آن ندارد. او در عوض به خاطر وصال معشوق و نزدیکی به او سیراب و شاداب می‌شود. به نوعی، شاعر به این نتیجه می‌رسد که نعمت عشق بر همه چیز مقدم است و او از این بابت شکرگزار است.