نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۷ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم

شکر الطاف تو ای لطف الهی بکنیم

عذر خواهی قدوم تو گر امکان باشد

به دعای سحر و ورد پگاهی بکنیم

خواهش ار جان عزیزست بفرمای که ما

به دل و دیده و جان آنچه تو خواهی بکنیم

دوش خوش گفت مرا سابقه ی روز ازل

کای بسا لطف که ما نامتناهی بکنیم

نامه ی ابن حسام از چه سیه شد به گناه

ما به آب کرمش محو سیاهی بکنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر ابتدا به قدرت و رحمت الهی اشاره می‌کند و بر این باور است که نمی‌تواند تمام زیبایی‌ها و صفات خداوند را وصف کند، بلکه تنها شکرگزار بندگی خواهد بود. او از خداوند درخواست می‌کند تا در صورت امکان عذرگزاری کند و خواسته‌هایش را بپذیرد. شاعر با تواضع می‌گوید اگر جانش در خطر باشد، حاضر است هر آنچه خداوند بخواهد انجام دهد. در ادامه، شاعر به لطف‌های بی‌پایان خداوند اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که حتی اگر در خطا باشند، توسط رحمت الهی پاک خواهند شد. در نهایت، او از پیامدی که بر اثر خطاهای خود بر او رفته، می‌گوید و خواهان پاکی از گناهانش است.