نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۹ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مقیم میکده و ساکن خراباتم

نه مرد صومعه و سمعه و مقاماتم

مرا به کعبه چه خوانی که طاق ابرویت

بس است روز دعا قبله ی مناجاتم

اگر نه بر سر کویت به طوع سجده کنیم

ملک گناه نویسد به جای طاعاتم

مقرّبان صوامع نشین لاهوتی

کنند ورد سحر نغمه ی مقالاتم

حدیث وجد من افسردگان کجا دانند

فلک به چرخ در آید ز شوق حالاتم

برفت عمر به زهد ریا و سالوسم

کجاست باده که ضایع گذشت اوقاتم

به باده خرقه ی ابن حسام رنگین کن

که دل ملول شد از رنگ زرق و طاماتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر خود را به عنوان فردی معرفی می‌کند که در میکده و خرابات زندگی می‌کند و به زهد و ریا اهمیت نمی‌دهد. او به کعبه و عبادت سنتی اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق و محبت محبوبش برای او به اندازه‌ای اهمیت دارد که نیاز به دعا و عبادت در مکان‌های مقدس ندارد. شاعر از گناه و طاعت صحبت می‌کند و احساس می‌کند که زمانش را به زهد نابجا و ریاکاری گذرانده است. او از باده و زندگی شاداب سخن می‌گوید و خواستار تجدید زندگی و رنگین کردن دلش با باده‌ای است که او را از احساس خستگی و دلزدگی رها کند.