غزل شمارهٔ ۱۳ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نَسیِم الوَرد یَذکُرنِی حَبِیب ِ
و یُحَیینی بصَوتِ العَندَلیبِ
طَبیبِ العِشقِ دَاوا کُل َّ داءٍ
فَکَیفَ و زادَنی دائی طَبِیبِ
یُفارقُنِی الرَّقِیبُ عَنِ الَّرفیقِ
فَقارب بَینَنا یا ذالرَقِیبِ
لِیَومِ الهَجرِ لِی یَومٌ عَصِیبٌ
و إنَّی خِفتُ مِن یومٍ عَصِیِبِ
فُؤادٍ غابَ یا سلمایَ عَنِیّ
فإذ یَاتِیک أحسِن بالغَریبِ
نَصیبی بالهَوا نَصَب وداءٌ
أصَبنا ما أصَبنا یا نَصیبِ
ببعدِ الهَجرِ إنی إذ امُوتُ
فَقُربُالوَصلِ أرجُو عَنقَریبِ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و دوری معشوق صحبت میکند. او با یادآوری صدای پرندهای به نام "عندلیب" احساس زنده بودن میکند و به طبیب عشق اشاره میکند که همه دردها را درمان میکند. شاعر از جدایی و روزهای سختی که بر او میگذرد، مینالد و به شدت از دوری معشوق رنج میبرد. او همچنین به امید نزدیکی دوباره و بهبود رابطهاش در آینده اشاره میکند. در نهایت، او نگران از دست دادن معشوق و تأثیر دوری بر زندگیاش است.