غزل شمارهٔ ۱۳۸ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به رویت گر نظر کردیم ، کردیم
بکویت گر گذر کردیم ، کردیم
چو گویند از دهانت تنگدستان
سخن گر مختصر کردیم ، کردیم
به امید لب شکر فشانت
تمنّا شکر کردیم ، کردیم
لبت در بوسه گر کامم روا کرد
تقاضای دگر کردیم ، کردیم
به رویت کان تماشاگاه جانست
تماشایی اگر کردیم ، کردیم
ز سودای پریشانی زلفت
صبا را گر خبر کردیم ، کردیم
به پیش ناوک دلدوز چشمت
اگر جان را سپر کردیم ، کردیم
جفای روی خوبت گر حوالت
به دوران قمر کردیم ، کردیم
من و ابن حسام از خاک پایت
چو سرمه در بصر کردیم ، کردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و اشتیاق به معشوق است. شاعر در آن به بیان احساساتش نسبت به محبوب میپردازد و به زیباییهای او و عواطفی که در دل دارد اشاره میکند. او از بوسههای محبوب، نگاههای دلربا و زیباییهای تماشایی صحبت میکند و به امید رسیدن به لبان شیرین معشوق، درخواستهایی میکند. در کل، شاعر در این شعر به عشق و آرزوهایش در ارتباط با معشوقش میپردازد و از آنچه برای او در زندگیاش ارزشمند است، سخن میگوید.