نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ای ز خطت غالیه پر مشک ناب

آینه دار رخ تو آفتاب

تا رخ تو رونق مه بشکند

برشکن آن طّره مشگین ناب

با رخ تو مهر ندارد فروغ

ذره نیارد بر خورشید تاب

دوش مرا خیل خیالت ببرد

صبر و قرار از دل و از دیده خواب

مردمک دیده کند دم به دم

روی من از اشک ملَّون خضاب

دیده میندیش ز طوفان غم

مردم آبی نشکوهد ز آب

خاک درت مسکن ابن حسام

کوی تواش درگه دولت مآب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت خط و چهره معشوق اشاره دارد. شاعر از زیبایی‌های صورت معشوق و تأثیر آن بر اطراف می‌گوید، به‌طوری‌که نور رخ او حتی بر خورشید نیز غلبه دارد. شاعر همچنین احساسات عمیق و بی‌قراری ناشی از یاد معشوق را بیان می‌کند و اشاره می‌کند که در چشمان او نیز نشانه‌ای از غم وجود دارد. در نهایت، شاعر به مکان و دیار معشوق اشاره می‌کند و آن را جایی برای زندگی و آرامش خود می‌داند.