نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۲ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه بس منفعل از شرم گناه آمده‌ایم

تکیه بر مرحمت لطف اله آمده‌ایم

دست در دامن ملاح عنایت زده‌ایم

ما بدین بحر نه از بحر شناه آمده‌ایم

رقم جرم و گناه از صفحات عملم

محو فرمای که بس نامه سیاه آمده‌ایم

دهن از سوز درون خشک و رخ از دیده پر آب

به انابت بدرت با دو گواه آمده‌ایم

تا به اعزاز چو یوسف به عزیزی برسیم

ما بدین مصر به تاریکی چاه آمده‌ایم

جای آن هست که دریوزه کنیم ابن‌حسام

بر سر راه چو بی‌توشهٔ راه آمده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از استعارات و نمادها به وضعیت انسانی و احساس گناه اشاره می‌کند. او از شرم خود به خاطر گناهانش سخن می‌گوید و به لطف و رحمت الهی امیدوار است. شاعر بیان می‌کند که با دست‌ یازیدن به مرحمت الهی، به دنبال بخشش و نجات از گناهانشان هستند. همچنین به حسرت و سوز درونی خود اشاره کرده و از سختی‌های مسیر زندگی سخن می‌گوید. در نهایت، با اشاره به داستان یوسف و تلاش برای رسیدن به عزت و مقام، از نیاز به کمک و رحمت خداوند سخن می‌گوید.