نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چه افتادت ای ترک خرگاه من

که بر من نمی تابی ای ماه من

بدین سر بلندی که در سرو تست

بدو کی رسد دست کوتاه من

ز وجهی که نیکوست روی تو خواست

دل رو شناس نکو خواه من

ره صومعه دوش دیدم به خواب

بیا مطرب امشب بزن راه من

چو آیینه گر نیستی سخت دل

اثر کردی اندر دلت آه من

به جز تو نخواهم من اندر دو کون

گواه سخن حسبی الله من

تویی هم حجاب تو ابن حسام

چرا بر نمی خیزی از راه من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از غم و دل‌شکستگی خود نسبت به معشوق‌اش می‌گوید. او از دوری و نرسیدن به معشوقش شکایت دارد و به زیبایی‌های او اشاره می‌کند. شاعر خواب دیدن راه صومعه را به عنوان جست‌وجویی برای آرامش و کمک از موسیقی نشان می‌دهد. او بیان می‌کند که جز معشوقش هیچ چیز دیگری نمی‌خواهد و به اهمیت وجود او در زندگی‌اش اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از معشوقش می‌خواهد که از خواب بیدار شود و به او نزدیک‌تر شود.