نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۷ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

رخسار تو بی نقاب دیدن

یک شب نتوان به خواب دیدن

رویی که حجاب آفتاب است

کی شاید بی حجاب دیدن

در دیده ی ما خیال رویت

چون مه بتوان در آب دیدن

در روی تو چشم خیره گردد

نتوان رخ آفتاب دیدن

چشم تو خراب کرده دل را

تا چند توان عتاب دیدن

آخر بتوان بعین رحمت

یکبار بدین خراب دیدن

باریک دقیقه ای ست اینجا

در موی تو پیچ و تاب دیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چهره محبوب می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که دیدن چهره او بدون حجاب به مانند دیدن آفتاب در روز روشن است. او می‌گوید که چهره محبوب در خیال ما مانند ماهی است که در آب منعکس می‌شود و در حقیقت نمی‌توان به آسانی آن را دید. همچنین، شاعر از تأثیر چشم‌های محبوب بر دل خود سخن می‌گوید و به حسرت دیدن او اشاره دارد. در انتها، اشاره‌ای به ظرافت و زیبایی موهای محبوب می‌کند که با هر نگاهی به آن‌ها، قدرت جاذبه‌شان بیشتر نمایان می‌شود.