نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۰ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دهانش آرزوی تنگدستان

عذارش قبله آتش پرستان

بجای پسته و شکر تمامست

دهان ساقی و لب نقل مستان

ز دیوان کمال از غایت لطف

بدست آوردم این معنی بدستان

دهانش هست میگویند آن نیست

میانش نیست ، می گویند و هست آن

دل ابن حسام آن غمزه گر خست

کدامین دل که آن غمزه نخست آن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره می‌کند که دهان او آرزوی فقیران را می‌انگیزد و عذابی که به مستان می‌دهد، جذاب است. او می‌گوید که دهان این شخص با پسته و شکر پر نیست، بلکه خاصیت دیگری دارد. با اشاره به فضل و مهربانی، شاعر به عمق معنی این ویژگی‌ها پی برده است. همچنین، او بر این نکته تأکید می‌کند که هر چند می‌گویند دهان او چیزی ندارد، اما حقیقتاً دارای زیبایی و خاصیتی ویژه است. در پایان، شاعر به دل‌های عاشق اشاره می‌کند که تحت تأثیر زیبایی این شخص و دلگرمی‌اش هستند.