غزل شمارهٔ ۱۶۴ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه
کان دو رخساره ببینیم مگر ماه به ماه
تا مگر ناله ام از رهگذری گوش کنی
می روم ناله کنان بر گذرت راه به راه
تا به آیینه رخسار تو زنگی نرسد
می نشیند شرر سینه من آه به آه
سایه سرو سهی زآن قد دلجوی بجوی
کام دل گر بدهد زآن لب دلخواه بخواه
صیت شعر تو در افواه جهان ابن حسام
منتشر گشت و به زودی برسد فاه به فاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که گاهی به او توجه کند و چهرهاش را به تماشا بگذارد. او احساس تنهایی و ناراحتی میکند و میگوید که در مسیر زندگی، ناله و فریادش را از رهگذران میطلبد. شاعر میخواهد که زیبایی معشوق، مانند آینهاش، از زنگ و کدورت دور باشد و دلش را با لبهای دلخواهش شاد کند. همچنین، شعر او در جهان معروف است و به زودی به گوش سایرین خواهد رسید.