غزل شمارهٔ ۱۶۶ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کَالْبَدْر مَحیَّاک مِن الحُسْنِ تلآلآ
اللهُ مَعَک زادکَ حُسْناً و جَمالا
هَرکَس به جَهان در پیِ حالی و خیالیست
ماییم و خیالِ رُخِ زیبایِ تو، حالا
مُشْتاقِ تو را حال، چو زُلْفِ تو، پَریشان
عُشّاقِ تو را کار، چو بالایِ تو، بالا
آزادیِ قَدِّ تو کُنَد سَرو، خُرامان
ای سَروِ سَهی، بَندهیِ آن قامَت و بالا
لَعْلِ لَبِ دِلجویِ تو دُرْجیست گُهَرپوش
یا حُقِّهی یاقوتِ پُر از لُؤلُؤِ لالا
خاکِ قَدَم از دیدهی اَغیار نِگَه دار
شَرْط است که نَدْهَنْد رهِ دزد به کالا
بر خاکِ دَرَت، «اِبْنِ حِسام» از چه نِشَسْتهست
قَدْ کانَ لَهُ مِنْک تمنَّی وَ مَآلا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با عباراتی پر احساس، به زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و علاقهای عمیق به او دارد. او به تماشای زیباییهای معشوق و آرزوهایش برای دیدار او مینگرد و از احساسات و اشتیاق خود برای نزدیکی به او سخن میگوید. در نهایت، شاعر به حسرت و آرزوهایی که در دل دارد، اشاره میکند و از عشقش به معشوق با شوق و حرارت صحبت میکند.