غزل شمارهٔ ۱۷۷ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای روی تو آیینه انوار تجلّی
بنمای که یابد دل عشّاق تسلّی
در هر سری از عشق و تمنا و هوائیست
ماییم و هوای تو ز اسباب تمنَّی
از صورت خوب تو چه معنی بنماید
آن قوم که صورت نشناسد ز معنی
تا جر رخ زیبای تو صورت نپرستند
گو حسن تو بگشای نقاب از رخ دعوی
مأوای حریفان اگر از جنَّة خلدست
ما را سر کوی تو به از جنَّت مأوی
بر خاک رهت ابن حسام ار ننشیند
در دیده غم دیده او خاک ره اولی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و تأکید میکند که تنها زیبایی ظاهری کافی نیست و باید به معنای عشق و احساس نیز توجه کرد. شاعر از معشوق میخواهد تا چهرهاش را نمایان کند تا دل عاشقان آرام گیرد. عشق و تمنا در هر قلبی وجود دارد، اما عشق او به معشوق بسیار خاص و منحصر به فرد است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی فقط به ظاهر معشوق توجه کند، از عمق معنی و احساس واقعی دور خواهد ماند. در نهایت، شاعر به مقام و منزلت عشق و محبتش به معشوق در مقایسه با بهشت اشاره میکند و ابراز میکند که نشستن در خاک پای او از نشستن در بهشت نیز برتر است.