غزل شمارهٔ ۳۴ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
غبار راه تو بر رهگذار دیده ماست
به آرزوی لبت خون گرفت خانه چشم
خیال لعل تو گلشن نگار دیده ماست
چو نرگسی که دمد بر کنار چشمه آب
سواد چشم تو در چشمه سار دیده ماست
بلا کشید دل ودیده اختیار تو کرد
بلای دل همه از اختیار دیده ماست
به سرو و لاله چه خوانی مرا ز باغ رخت
قد تو سرو و رخت لاله زار دیده ماست
بکشت چشم تو ابن حسام را گفتم
به غمزه گفت که این کار کار دیده ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت محبوبی است که شاعر به آن اشاره میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، نظیر قد سرو و گل لاله، زیبایی محبوب را توصیف میکند و میگوید که دلتنگی و غم او نیز به خاطر آن زیبایی است. در کل، این اثر بیانگر عشق، longing و زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب است که در چشمان شاعر منعکس شدهاند.