غزل شمارهٔ ۵۹ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
باصورت خوب تو به معنی ننشیند
دردور هلالی به جز از چشم تومستی
درگوشه ی محراب به تقوی ننشیند
جز لعل تو ترسا بچه کان آب حیاتست
کس درصدد معجز عیسی ننشیند
موسی صفت آنکس که به میقات نیاید
برطور دلش نور تجلی ننشیند
خاک ره آنم که برو گرد تعلق
از رهگذر عشوه ی دنیی ننشیند
سرسبز کسی باد که از رنگ زمرّد
پرهیزد و اندر دم افعی ننشیند
تا ابن حسام از سرکوی تو خبر یافت
شرط است که در روضه ی اعلی ننشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهندهی زیبایی و ارزشهای والای انسانی و معنوی است. شاعر به صفات والای محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچچیز نمیتواند با جمال و وجود او مقایسه شود. او از درد و رنجی که تنها در حضور محبوب تسکین مییابد، سخن میگوید و تاکید دارد که معجزات و نور الهی تنها در نزد او جلوهگرند. همچنین، از گزند دنیا و تعلقات آن برحذر میماند و میخواهد که در مسیر عشق و حقیقت قرار گیرد. در نهایت، شاعر میگوید که دانستن اخبار محبوب، شرطی است برای ورود به مقامهای عالی.