نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا قامت چو سرو تو بالا کشیده‌اند

درچشمم آن خیال چه رعنا کشیده‌اند

دامن کشان به باغ گذر کن که سرو را

دامن ز رشک قد تو در پا کشیده‌اند

نقش خیال ابروی شوخِ کمان‌وَشَت

بر کارگاه حسن چه زیبا کشیده‌اند

مستوفیان کشور خوبی چو خطّ تو

حرفی دگر به دور قمر ناکشیده‌اند

کارم به جان وکارد سوی استخوان رسید

از بس زبان طعن که در ما کشیده‌اند

این مردمان دیدهٔ خونین سرشک من

هردم ز گریه رخت به دریا کشیده‌اند

ابن حسام لؤلؤ نظم خوشاب تو

چون رشته در حمایل جوزا کشیده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است و شاعر از طریق تصاویری زیبا و توصیفات ادبی احساسات خود را بیان می‌کند. او به تشبیه زیبایی معشوق به درخت سرو و دیگر نمادهای طبیعی می‌پردازد و به نحوی احساسات عاطفی عمیق خود را روایت می‌کند. همچنین، او از درد و غم ناشی از عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که دشمنی‌ها و طعنه‌ها بر او تاثیر گذاشته است. به طور کلی، این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و اندوه ناشی از آن را به تصویر می‌کشد.