غزل شمارهٔ ۶۰ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ان را که مهر روی تو در دل نیافتند
او را به هیچ واسطه مقبل نیافتند
حجاج ره به کعبه ی اهل صفا نبرد
تا در حریم کوی تو منزل نیافتند
عطرنسیم کوی توکان همدم صباست
درچین طرّه های شمایل نیافتند
آنکو نه خاک درگه جانان به جان خرید
او را به هیچ باب معامل نیافتند
گنجینه ی رموز محبت که عشق اوست
درسینه ای طلب که درو غل نیافتند
اهل روش که سالک اطوار عزتند
جز عکس روی دوست مقابل نیافتند
دست امید ابن حسام شکسته دل
درگردن مراد حمایل نیافتند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسی عمیق و ناامیدی میپردازد. او از افرادی صحبت میکند که عشق و مهر دوست را در دل نیافتند و به همین دلیل به هیچ واسطهای دسترسی به محبوب خود پیدا نکردند. همچنین اشاره میکند که حتی در تلاش برای رسیدن به حقیقت و محبت، برخی از آنها موفق نشدهاند و تنها تصویری از دوست در برابرشان است. شاعر با استفاده از تصاویری از کعبه و عطر نسیم، احساسات عاشقانه و غم از دست دادن عشق را به تصویر میکشد و در نهایت از ناکامی خود در رسیدن به مراد و امیدش صحبت میکند.