نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جان را همیشه بر سر کوی توراه باد

دل را مقیم در سر زلفت پناه باد

همچون بنفشه زلف تو پشتم دوتاه کرد

یا رب که پشت زلف تو دایم دوتاه باد

ای چشم دیده ای که چه کردی به جای دل

زین کرده، خان و مان تو دایم سیاه باد

چشم ار گناه کرد که در ابروی تو دید

پیوسته کاردیده ی من این گناه باد

انجا که کشتگان تودعوی خون کنند

چشم تو بر مقاله ی ایشان گواه باد

طالع قرین حال و سعادت رفیق تو

دولت مظیع و بخت نکو نیکخواه باد

ابن حسام محرم اسرار جان تویی

جانت حرم نشین حریم اله باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر از جان و دل خود به‌عنوان قربانیان عشق سخن می‌گوید و آرزو دارد که همیشه در کنار معشوق باشد. او به زیبایی و زلف معشوق اشاره کرده و از تاثیرات چشم‌نواز او بر دلش می‌گوید. همچنین، شاعر از گناه چشم خود به‌خاطر دیدن زیبایی‌های معشوق سخن می‌گوید و بر اهمیت و سعادت معشوق تاکید دارد. در پایان، شاعر خود را محرم اسرار عشق و جان معشوق معرفی می‌کند.