غزل شمارهٔ ۶۳ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
دل اگر رود ز حریم کوی تو ای صنم به کجارود؟
عجبا کسی که مقیم شد به بهشت عدن کجا رود
چو نه از خطا به نسیم مشک دلم مقید زلف تست
تو رها مکن که ز چین زلف تو گر رود به خطا رود
ز شمیم طرّه ی عنبرین تو شمّه ای به صبا رسید
که نسیم او همه شب زبوی خوش تو غالیه سا رود
به زیارت دل خستگان ز ره صفا گذری بکن
چه کسی که او به طواف کعبه ی حق رود به صفا رود
دل و دینت ابن حسام درسرکار و عشق بتان بشد
خبرت شود که ازین معامله بر سر تو چها رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و دلبستگی عمیق به محبوب سخن میگوید. شاعر بیان میکند که اگر دل از کنار محبوب دور شود، جای دیگری نخواهد رفت و حتی در بهشت نیز نمیتواند خوشی را پیدا کند. او به زیبایی زلف و عطر محبوب اشاره میکند و میگوید که این زیبایی و شیرینی اجازه نمیدهد دل از آن دور شود. شاعر از مخاطب میخواهد که دلش را رها نکند و از خوشیهای عشق و زیبایی محبوب بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به عشق و سختیهایی که در این مسیر وجود دارد اشاره میکند و تأکید میکند که محبت و زیبایی محبوب، دل و دین او را در دست گرفته است.