غزل شمارهٔ ۷۷ ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قول مطرب دل من دوش به راهی زد و برد
چشمش آرام دل من به نگاهی زد و برد
غمزه ی دوست به یغمای دلم تیزی داشت
وه که بر مخزن دل خانه سیاهی زد و برد
هرغباری که بر آیینه ی دل بود مرا
ای عجب صیقلی عشق به آهی زد و برد
خیل غم داشت کمین بر دل من باز ببین
که برین قلب شکسته چه سپاهی زد و برد
سایه ی سرو قدمت برسر ما باقی باد
که به باغ آمد و بر برگ گیاهی زد و برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و درد دل است. شاعر از محبوبش یاد میکند که با نگاهی دل او را برده و غمزهاش قلب او را تسخیر کرده است. او به تندی این احساسات اشاره میکند و بیان میکند که عشق به آسانی میتواند دل را آشفته کند. همچنین، شاعر از غمهایی که به دل او هجوم آوردهاند، سخن میگوید و در نهایت، آرزو میکند که سایه محبوبش برای همیشه بر سر او بماند. به طور کلی، شعر نمایانگر عمق احساسات عشق و دردهای ناشی از آن است.