نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۸ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خط مشکین که بر گرد رخت چون عود می‌گردد

بدان ماند که در بالای آتش دود می‌گردد

ز تاب مهر تابان جمالت پرتوی دارد

شب این مشعل که بر ایوان دود اندود می‌گردد

صباگویی که از چین سر زلف تو می‌آید

که از بویش نسیم باغ مُشک‌آلود می‌گردد

دل بیمارم از گوی زنخدان تو می‌گوید

به گرد سیب سیمین از پی بهبود می‌گردد

نه بر گردم نگردانم سر از تیغ تو گردانم

که دست و تیغ تو از من به سر خشنود می‌گردد

ایا ابن حسام از سر قدم کن در ره جانان

ایازی هرکه کرد او عاقبت محمود می‌گردد

زبور عشق تو روح‌القُدُس در گوش می‌گیرد

چه خوش مرغی به گرد نغمهٔ داوود می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر شاعر می‌پردازد. شاعر با تشبیه خط مشکین معشوق به دود آتش، بر تأثیر زیبایی او بر روح و دل خود تأکید می‌کند. او از تابش نور جمال معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که شب مانند مشعل درخشان می‌شود. نسیم و بوی زلف معشوق مانند عطری فرحبخش را به باغ می‌برد. شاعر عشق خود را به معشوق ابراز می‌کند و می‌گوید دل بیمار او از زیبایی صورت معشوق بهبود می‌گیرد. در نهایت، به دعوت از دیگران برای پیروی از عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد و به قدرت موسیقی عشق اشاره می‌کند که مانند نغمه ای دلنواز است.